
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم. من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم xa0 به نام دوست که چون او باشد کافیستxa0 به نام مهربانی که یادش شیرین تر از هر شهدیست سالیانست زیر نور ماهxa0 در جستجوی راهم.... می دانم در انتهای شب روشنایی پیداست دل به فردا داده امxa0 xa0می دانمxa0 که امروزxa0،تاریک است.. xa0سودای پرواز دارم ..xa0 در اندیشه ی نور .... در تلاطم طوفان ... به سان رود كه در شيب صخره سر به سنگ ميگذارد رونده امxa...
ادامه مطلب