
داستانی با واقعیتهای زیبای زندگی که با تصویر سازیها و توصیف های خیره کننده لئون تالستوی تو را درگیر حقایق زندگی میکند.
به نظر من جنگ و صلح یه کتاب برای خواندن نیست برای رسیدن به تجربه و ماهیت زندگی انسانهاست الان که به آخرای خواندن این کتاب می رسم متوجه میشم چرا (گاندی رهبر آزادیخواهان هند ) به خواندن مداوم این کتاب اصرار داشته است.
اگر از خودم بگم و درون تمام نشدنی خودم بعضی وقت ها احساس پوچی میکنم و این سوال: که آخرش چی و این همه تلاش برای چی؟ و این امیدواریها؟ و هزاران سوال از آدمهای دیگر و .....
جنگ و صلح از آدمهای مختلف و متفاوت و درون آنها در شرایط مختلف، زیاد نقل می کند و جای تعجب نیست که حال و احوالات ما آدمیان بالا و پایین زیاد دارد و اگر گاهی وقت ها دچار پوچی می شویم عادیست اگر دنبال افتخار باشیم عادیست. اگر دنبال خوشگذرانی باشیم عادیست اگر دنبال انتقام و پیروزی باشیم عادیست.
اما من فقط یک موضوع را راز خوشبختی و برتری آدمها می دونم
دوست داشتن و عشق ورزیدن، بی قید و شرط عاشق زیباییها و آفریده های خدا بودن و پاک و ساده محبت کردن و از درون عاشق بودن .
در جنگ صلح فقط عشق، پاکی و سادگی باقی می ماند نه خبری از زرنگها ، مغرورها، صاحب منسبان و پولداران. هیچ و هیچ فقط دوست داشتن است که می ماند.
در اوج هیجان و داستان تالستوی، جنگ ناپلئون با روسها روایت می شود جنگی که ناپلئون فرانسوی، تا خود مسکو آمده و همه را آواره کرده است.
و اینجاست که زندگی واقعی معنا پیدا می کند وفتی تمام دلبستگی ها، نگرانی ها، تلاشها و تمام اندوخته های تو را می بلعد حتی سلامتی تو را به خطر می اندازد آنجاست که فقط دوست داشتن را به یاد می آوری.
بدون شک داستان پرنس آندره و ناتاشای جوان، برای من تاثر برانگیز بود. نه به خاطر عاشقی که خیلی دیر و در حال مرگ به معشوقش رسید ، فقط به این دلیل که خیلی وقت ها خودم رو تو قالب پرنس آندره ای دیدم که غرق آینده زندگی بود ، دنبال افتخار و رسیدن و تلاش بود تو خودش بود مغرور و دارای قواعد و اصول خودش بود اما همه اینها در مقابل دوست داشتن رنگ می بازد.
جنگ صلح یاداوری می کنه زندگی بدون درد و رنج زیبا نیست و معنا ندارد به قول سیمین بهبهانی:
اگر دردی در این دنیا نباشد
کسی را لذت شادی عیان نیست
چه حاصل دارم از این زندگانی
که گر غم نیست شادی هم در آن نیست
به شخصه از خداوند به خاطر مشکلات و غم هایی که داشتم شکر گزارم و ازش معذرت می خوام که این روزها کمتر فرصت می کنم به محبت و دوست داشتن و ذوق و شوق داشتن فکر بکنم
هر چند واقعیت آشکاریست که انسانهای با ذوق و شوق جذاب هستند چرا که هیچ را تبدیل به زیباییها می کنند سفره خالی از تجملات را هنرمندانه با شکوه می کنند و لحظات رو زیباتر نشون می دهند اینها همونهایی هستند که برای انجام کارهای ساده هم تو را به وجد می آورند.
می دونم خداوند یه همچین نعمتی را به من داده ولی هنوز نتونستم به خوبی ازش استفاده کنم شاید به دلیل مشکلات و شرایطی که داشتم.
امیدوارم بتونم بهش برسم.
تویسنده: همایون فلاحتی
پ.ن: این روزها و شاید کلان امسال خیلی درگیرم نمی دونم شاید چون خودمو ملزم به انجام یه سری کارها و اهداف کردم و روحیه جاه طلبی من که از برنامه ای به برنامه ای دیگه میره. حتی اجازه نمیده یه مسافرت برم که شدیدان بهش احتیاج دارم.
تقریبان موضوع پایان نامم مشخص شده که مرتبط با وزارت نیرو و توانیر میشه اما متاسفانه تجهیزات قدرت به قدری گران هست که نمیشه عملی کار کرد.
سه واحد ترم تابستون داشتم که 30 مرداد امتحانشو میدم
فک کنم 13 شهریور هم آزمون نظام مهندسی هست که یه هفته ای هست شروع به خواندن کردم امیدوارم بتونم پایه 3 رو بگیرم . بعدشم باید کم کم آماده بشیم واسه اجرای موسیقی که کل وقت آزادمو این تمرینای موسیقی گرفته امیدوارم تا پایان امسال به اون سطحی که می خوام برسه تا بعد تصمیم بگیرم که تا کجا ادامه بدم.
یکی از تمرینای که دوسش دارم خواندن اذان تو دستگاه موسیقی حجاز هست که بسیار زیباست امیدوارم به زودی این اذان زیبارو کامل بخونم اگه خوب درومد اینجا میذارمش.
و در آخر این شعر ترانه زیبا از یغما گلرویی که دوسش دارم:
نگاهم کن که شب گم شه ! نگاهم کن که پیدا شم !
نگاهم کن ! نگاهم کن ! نذار تنهاترین باشم !
به تو می بخشم آوازُ چراغُ شبنم ُ نورُ ...
به تو می بخشم این قلبه به تو محتاج مغرورُ
تو ابرا رو بگیر از من که چشمام خیس بارونه !
بدوون ، دور از تو پروانه ، تو حبس پیله می مونه !
دریچه نگاه...
ما را در سایت دریچه نگاه دنبال میکنید
برچسب: جنگ و صلح,جنگ و صلح تولستوی pdf,جنگ و صلح (جلد اول),جنگ و صلح علی اکبر شهنازی,جنگ و صلح دانلود,جنگ و صلح در,جنگ و صلح تولستوي,جنگ و صلح دانلود کتاب,جنگ و صلح فیلم,جنگ و صلح ترجمه کاظم انصاری, نویسنده: بازدید: 13