باران حضورت

خرید بک لینک

زمزمه می کند و مرا چون حرفی تازه صدا می کند

و دیگر من نیستم

با همه ی چشمان خیسم راهی تو میشوم

اما تو نیستی

گوشه ای در خلوتِ سکوت و اشکم میمانم

و یادت ،چون یک شب طوفانی بر ساحل قلبم بند نمی آید

و خواستنی که نمی تواند باشد اما حضورت را چون فرشته ای از آسمان به زمین قلبم ،انتظار می کشم

و تو بارانم می شوی و مرا چون کویر تشنه در این تنهایی خیال، چون قطره قطره اشکم نوازش می کنی

همایون فلاحتی

پ.ن: الان که فک می کنم ای کاش از خیلی قبل تر تلاش می کردم و اینجا نمی موندم و زحمت عبث نمی کشیدم و منی که دنیامو با تنهاییام ساختم چه باک از غریت و تنهایی و جایی می رفتم که ارزش آدما به نگاه و تواناییاشون باشه نه سیاست بازی خونی و ..............

پ.ن: مطلب بعدیم به افتخار خودم. 15 روز دیگر

دریچه نگاه...

ما را در سایت دریچه نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 2:58

صفحه بندی